ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

504

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

و سركوبى ياغيان آناطولى و بازگشت از بروسه از راه داردانل به ادرنه ( 1659 / 1069 - 1070 ه . ) است . پس از آن گزارش سفارت بغدان ( مولداوى ) ، جنگ ترانسيلوانى ، هيئت اعزامى بوسنى ، جنگ دالماسى ، و بازگشت به اياصوفيه ( 1660 / 1070 - 1071 ه . ) است . جلد ششم شامل جنگ ترانسيلوانى ، سفارت آلبانى ، بازگشت به استانبول ( 1661 - 1662 / 1071 - 1072 ه . ) ، جنگ مجارستان ، محاصرهء ايوار ، سفر اتريش و آلمان و هلند ، و رسيدن به كنارهء درياى شمال است . در اين جلد از سپاه چهل هزارى تاتار و تسخير ايوار و بخش ديگرى از قلعه‌هاى مجارستان و اقامت زمستانيشان در قشلاق بلگراد ( 1663 - 1664 / 1073 - 1074 ه . ) مطالب تخيلى هست ، سپس از هيئت اعزامى به هرزگوين ، و سفر وى به راگوزا و جنگ مونتنگرو و كانيزاى مجارستان و كروآسى سخن مىرود . جلد هفتم به گزارش اتريش ، مجارستان ، بغدان ، افلاق ، كريمه ، داغستان ، و ديگر نواحى قفقاز ، دشت قپچاق ، آستراخان ، و راه آزوف اختصاص دارد . در جلد هشتم گزارشى از كريمه دارد كه از آزوف آغاز مىشود و به دنبال آن كرت و سالونيك و روملياست كه ادرنه جزو آن است . جلد نهم خاصّ سفر حجّ است ( به سال 1649 / 1059 ه . ) كه از استانبول آغاز مىشود و گزارشى مفصّل از آناطولى و سوريه و حجاز دارد . جلد دهم و آخرين ، گزارش مصر است با دنباله نويسىهاى تاريخى و مفصّل ، و پس از آن از سودان و بلاد حبش سخن مىرود . در جلد هفتم گزارش وين و اروپاى مركزى آمده و اوليا چلبى تا شهر دنكرك مىرود ؛ ظاهرا در آغاز جزو همراهان سفير قره محمّد پاشا ( 1664 / 1075 ه . ) بود كه شامل يكصد و پنجاه كس مىشد ، ولى بعد سفر خود را بتنهايى ادامه داد و پس از عبور از سوئد و لهستان و روسيه و كريمه 168 سه سال و نيم بعد يعنى به سال 1668 / 1079 ه . به استانبول برگشت و سال بعد يعنى 1669 / 1080 ه . اوليا چلبى در لشكركشى بر ضد كرت و بعد از آن در لشكركشى بر ضد مينا همراه بود كه در جلد هشتم كتاب انعكاس يافته است . كتاب ده جلدى اوليا چلبى به عنوان تاريخ سيّاح يا سياحتنامه نسبت به دوران وى وثيقه‌اى معتبر است . هم يك منبع تاريخى آن دوران است و هم گزارشى محتملا بىنظير از مناطق و اقوامى كه ديده به دست مىدهد . توضيحات آن ، منبعى بىپايان از همه مطالب مربوط به تمدّن انسانى است . 169 اهل خبره از معايب كتاب غافل نيستند ، ولى امتيازات درخشان آن را نيز از ياد نمىبرند . مورتمان ترك‌شناس بصير گويد : « اوليا چلبى نويسنده‌اى خيالپرور است و به عجايب و ماجراها علاقه دارد ، افسانه را به وقايع خشك تاريخى ترجيح مىدهد ، اغراقگويى را خوش دارد و تا حد ياوه مىرسد ، ولى با توجّه به اين معايب بايد بگوييم كه كتاب وى ذخيره‌اى پايان‌ناپذير از همهء مسائل مربوط به زندگى اجتماعى و ادب عاميانه و جغرافياست و همهء اين مطالب را با سبكى ساده و پر شور بيان مىكند . » 170